رشيد الدين فضل الله همدانى
51
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )
كرد و مطيع گردانيد ؛ مگر مردم نيشابور « 1 » كه سر به طاعت درنياوردند و به مقاومت و جنگ باز ايستادند و بيرون نيامدند ، و اوغوز « 2 » آن زمستان در آن ولايت قشلاق كرد . چون بهار درآمد ، روى به نشابور و طوس « 3 » نهاد ، و نشابور و طوس را بگرفت و تابستان هم آنجا مقام كرد ، و زمستان به جانب باورد « 4 » و سرخس « 5 » و مرو « 6 » رفت و تمامت آن ولايات را مستخلص كرد ، و سه ساله مال از تمامت بقاع پيشى بگرفت ، و تابستان به هرات « 7 » آمد و ييلاق آنجا كرد ، و مال هرات مقرّر گردانيد و بستد و همچنان ولايت قهستان « 8 » و آن خطّه را تمامت بگرفت و مال تعيين كرد و حكم كرد تا سه ساله از پيش به خزانه رسانيدند . و بيامد و در هرات پاييز مقام كرد ، و از آنجا يك پسر را با نه هزار مرد [ تعيين كرد و ] به جهت احتياط به جانب بصره « 9 » فرستاد تا آوازه اندازند كه پادشاه و لشكر دور نيست ، مبادا كه دل دگرگون كنند و در اداى مال تقصير نمايند . چون سه ساله مال ستده بودند و مقرّر كرده كه بعد از سه سال ديگر بدهند ، آوازه انداخت كه من نيز مىآيم . پسر را با نه هزار مرد فرستاد تا از همگنان سه ساله ديگر مال بستانند . پسر اغوز به موجب آنكه پدرش فرمود روى به جانب بصره آورد ، و چندان كه مىرفت آوازه مىانداخت و ايلچيان به اطراف مىفرستاد ، و تمامت اموال سه ساله بستد ، و قرار دادند كه تمامت آن اموال از جهات به عراق « 10 » جمع كنند تا چون پسر اغوز باز گردد برگيرد و پيش پدر خود برد . چون اموال در عراق جمع كردند و پسر اغوز مراجعت كرد با لشكرى كه با او بود تا آن خزاين برگرفت و پيش پدر خود برد .
--> ( 1 ) . Nisapur ( 2 ) . Oguz ( 3 ) . Tus ( 4 ) . B ward ( 5 ) . Sarahs ( 6 ) . Marw ( 7 ) . Har t ( 8 ) . Quhist n ( 9 ) . Basra ( 10 ) . Ir q